X
تبلیغات
والنازعات غرقا

والنازعات غرقا

بسیج دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر

خیلی گشتم.

هرچی پایین بالاش کردم،دیدم نه فقط خودشه

بابا میان بر آدمیت شهادته!!!!

نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 0:46 توسط مهاجر

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، مجيد انصاري عضو مجمع روحانيون به دعوت اديب، سليماني و فاضل ميبدي از اعضاي هيأت علمي دانشگاه مفيد و تشكل منحله مجمع محققين روز گذشته براي ايراد سخنراني در دانشگاه مفيد قم حضور پيدا كرد.
وي در سخناني با ادعاي اينكه موانع را بايد در انتخابات آتي مجلس برداشت و انتخابات آزاد بايد ايجاد شود، گفت: شرايطي همانند انتخابات مجلس شوراي اسلامي در دور اول بايد ايجاد شود همان‌طور كه نمايندگان جريان بني‌صدر و نهضت‌آزادي حضور داشتند.
انصاري با زير سؤال بردن تمام اقدامات دولت نهم و دهم مدعي شد: در انتخابات دوره هفتم و هشتم مجلس شوراي اسلامي حرف و حديث‌هاي بسياري مطرح بود و از اين رو بايد انتخابات مجلس اين دوره آزادانه برگزار شود.
اين عضو مجمع روحانيون گفت: توهيني بالاتر از اين نيست كه به مردم اعلام شود شما نمي‌فهميد و بايد در مسير فهم مردم فيلتر ايجاد كرد و در نتيجه آن فيلتر منتخبان را انتخاب كند. اگر هم فيلتربانان غفلت كردند و چند نماينده مخالف وارد مجلس شد آن هنگام شمشير آويخته‌اي به نام استصواب وجود خواهد داشت و اين نمايندگان از ترس رد صلاحيت شدن در انتخابات بعدي به لكنت زبان مي‌افتند.
در اين مراسم، مسئولان دانشگاه مفيد قم اجازه هيچ‌گونه طرح سؤال و اظهارنظري از سوي دانشجويان را ندادند، اما چند دانشجو در خصوص شبهه‌افكني كه وي در خصوص بحث ولايت‌فقيه داشته از انصاري سؤال كردند اما انصاري به اين دانشجويان پاسخ نداد.
با توجه به اينكه ممكن بود هر لحظه جو محل برگزاري مراسم ملتهب شود، مسئولان دانشگاه خطاب به دانشجويان حاضر در محل اطمينان دادند كه اجازه سؤال در پايان جلسه داده مي‌شود اما باز هم با اعتراض دانشجويان مواجه شد كه در نهايت مسئولان دانشگاه با سرعت، مجيد انصاري را از درب پشتي آمفي‌تئاتر دانشگاه مفيد خارج كردند.
از حاشيه‌هاي جالب اين نشست اين بود كه جلسه به اذان ظهر و عصر برخورد و انصاري گفت "ظاهراً وقت نماز جماعت است و آيا دانشجويان مايلند كه نماز جماعت برگزار كنيم يا جلسه را ادامه دهيم " كه دانشجويان اعلام كردند جلسه ادامه يابد و در نتيجه انصاري گفت "پس جلسه را ادامه مي‌دهيم ".
با توجه به اتفاقاتي كه روز گذشته در دانشگاه مفيد قم روي داد، جمعي از دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به عملكرد مسئولين اين دانشگاه بيانيه‌اي صادر كردند كه به شرح ذيل است:
بسمه تعالي
چه قدر سخت است اينكه بشنوي آزادي بيان، تساهل و تسامح و آزادي عقيده و تو را دشمن آزادي هم بخوانند، متحجر بنامند، جلوي چشمت عقيده‌ات را خرد كنند، دروغ بگويند، عدالت را زير پا بگذارند اما حتي اجازه ندهند حرف بزني. در محيطي باشي كه در كلاس‌هايش به اسم آزادي بيان هر چه عقيده توست را لگدكوب كنند.
هيأت امناي دانشگاهتان آنان باشند كه هشت سال ادعاي آزادي‌طلبي و اصلاح‌طلبي‌شان گوش فلك را كر كرد و هر روز هم از آزادي دم مي‌زنند اما زماني كه به تو مي‌رسد ادعاي قواعد و الزامات مي‌كنند و تو را از حقت محروم.
مگر تو چه مي‌خواهي بگويي؟ آيا مثل بعضي‌ها مي‌خواهي به ساختار انقلاب حمله كني؟ مي‌خواهي به اسم امام(ره) قانون، ولايت‌فقيه و اسلام و انقلاب اسلامي و همه آن‌ها را دور بزني و بعد بدون دادن حتي اجازه بيان يك نكته يا سؤال از ميدان بگريزي ولي باز از تو انتظار داشته باشند دَم بر نياوري؟
آري اين داستان توست كه آن‌ها مي‌گويند ولي قصه، قصه توست خودت بگو: آيا دلگيري تو اين نيست كه هر كه را اسم بردي تا بيايد از عقيده‌ات دفاع كند تندرو و التقاطي و ... خواندند.
بگويند رحيم‌پور ازغدي كه مشكل اعتقادي دارد، صفار هرندي كه تندروست، عليرضا پناهيان سواد علمي ندارد. زمين كه كج است، پاشنه‌هاي كفش ما كه بلند است، دوغتان كه ترش است و ...
اما براي آنچه خود مي‌پسندند هر چه دارند مي‌گذارند، حتي اگر ناهار و شام ستاد انتخاباتي كانديدايي باشد!
ما به دوستانمان در كانون‌هاي ديگر كه تنشان به اين گندم نمايان جو فروش خورده است بلكه به همه و همه تاريخ مي‌گوييم: آري ما و امثال ما هميشه استقبال مي‌كنيم كه منتجب‌نيا در روز دانشجو و انصاري در روز سوم خرداد بيايد و تفسير به رأيش را در مورد ولايت‌فقيه بگويد، اصلاً چه عيبي دارد خودش را به امام(ره) بچسباند هرچند نگذارند در دانشگاه حرف همان امام(ره) سفر كرده را (به تعبير خود امام) در مورد فقيهي ساده لوح به تابلوي اعلانات بزنند.
آري ما و امثال ما با اين مشكل نداريم، مشكل ما عدالت است. زماني كه به ما مي‌رسد آسمان رحمت مفيد خشك مي‌شود. ما با دعوت‌كنندگان و دعوت‌شدگان و حرف‌هايشان مشكلي نداريم بلكه ما مشوق آن‌ها، آزادانديشي و كرسي‌هاي آزادانديشي هستيم . اما هيهات كه بگذاريم آزادي و عدالتي را كه اماممان و پدرانمان در انقلاب و جنگ به دست آورده‌اند و آرمان‌هاي همان‌ها در پيچ و خم زندگي روزمره‌مان كم رنگ شود، مورد توهين واقع شود يا به دست نااهلان و نامحرمان بيافتد.
آري دردهاي ما اين است. همان‌ها كه گلويمان را مي‌فشرد و خشم انقلابيمان را لبريز و به زبان مي‌آورد و گاهي آن قدر سخت است كه عنان را مي‌گيرد و تندي مي‌كند.
ما خواستار جوي عدالتيم، عدالتي كه آزادي بيان را زنده كند نه نمكي كه زخممان را تازه كند اما كجايند آن اصلاح‌طلبان و آزادي‌خواهان هيأت امنا و مسئولان ستاد انتخاباتي كانديدا و جرس‌نويسان؟ كجايند طبل‌هاي تو خالي؟ اي كاش به جاي لندن و پاريس و واشنگتن و نيويورك سري به دانشگاه مفيد مي‌زدند تا حقيقت خود را در آيينه مفيد بنگرند نه در تصوير بي بي سي فارسي و صداي آمريكا.

به گزارش فارس، دانشجويان دانشگاه مفيد قم در اعتراض به سخنان مجيد انصاري و رفتار مسئولين اين دانشگاه فردا در مقابل استانداري قم تجمع مي‌كنند.
نوشته شده در چهارشنبه 4 خرداد1390ساعت 22:34 توسط مهاجر

روزي پرسيدم: بار الهي چه عملي از بندگانت بيش از همه تو را به تعجب وا مي‌دارد؟

پاسخ آمد:


اينكه شما تمام كودكي خود را در آرزوي بزرگ شدن به سر مي‌بريد
و دوران پس از آن در حسرت بازگشت به كودكي مي‌گذرانيد.

اينكه شما سلامتي خود را فداي مال‌اندوزي مي‌كنيد و سپس تمام دارايي خود
را صرف بازيابي سلامتي مي‌نماييد.

اينكه شما به قدري نگران آينده‌ايد كه حال را فراموش مي‌كنيد، در حالي كه
نه حال را داريد و نه آينده را.

اين كه شما طوري زندگي مي‌كنيد كه گويي هرگز نخواهيد مرد و چنان گورهاي
شما را گرد و غبار
فراموشي در بر مي‌گيرد كه گويي هرگز زنده نبوده‌ايد.

سكوت كردم و دقایقی انديشيدم و..


پرسيدم: چه بياموزم؟
پاسخ آمد:

بياموزيد كه مجروح كردن قلب ديگران بيش از دقايقي طول نمي‌كشد
ولي براي التيام بخشيدن آن به سالها وقت نياز است.

بياموزيد كه هرگز نمي‌توانيد كسي را مجبور نماييد تا شما را دوست داشته
باشد، زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آينه‌اي از كردار و اخلاق خود
شماست .

بياموزيد كه هرگز خود را با ديگران مقايسه نكيند، از آنجايي كه هر يك از
شما به تنهايي و بر
حسب شايستگي‌هاي خود مورد قضاوت و داوري ما قرار
مي‌گيرد.

بياموزيد كه دوستان واقعي شما كساني هستند كه با ضعف‌ها و نقصان‌هاي شما
آشنايند وليکن شما را همانگونه كه هستيد و دوست دارند.

بياموزيد كه داشتن چيزهاي قيمتي و نفيس به زندگي شما بها نمي‌دهد، بلكه
آنچه با ارزش است بودن افراد بيشتر در زندگي شماست.

بياموزيد كه ديگران را در برابر خطا و بي‌مهري كه نسبت به شما روا
مي‌دارند مورد بخشش خود قرار دهيد و اين عمل را با ممارست در خود تقويت
نماييد.

بياموزيد كه كه دونفر مي‌توانند به چيزي يكسان نگاه كنند ولي برداشت
آن دو هيچگاه يكسان نخواهد بود.

بياموزيد كه در برابر خطاي خود فقط به عفو و بخشش ديگران بسنده نكنيد،
تنها هنگامي كه مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتيد، راضي و خشنود باشيد...

بياموزيد كه توانگر كسي نيست كه بيشتر دارد بلكه آنكه خواسته‌هاي كمتري دارد.

به خاطر داشته باشيد كه مردم گفته‌هاي شما را فراموش مي‌كنند......
مردم اعمال شما را نيز از ياد خواهند برد ولي.......
هرگز احساس تو را نسبت به خويش از خاطر نخواهند زدود!!!!!!!!

برگرفته از بلاگ معراج

نوشته شده در سه شنبه 27 اردیبهشت1390ساعت 22:27 توسط مهاجر

دلم برای همه  بیکسیها نام تورا بهانه می کنه

دلم برای همه گرفتاریا  نام تو را نشانه می کنه

چه کنم؟غم دوباره  تازه شده را

چه کنم با غم غریبه غریب نواز

هرسال امروز که میشه  دلم به سینه میزنه و نام تورا  بلند بلند فریاد می زنه.

کاش می تونستم  به حرم دلت پر بکشم.

کاش میدونستم ،دوست داری چطور در غم عزات عزاداری کنم؟؟!

نوشته شده در جمعه 16 اردیبهشت1390ساعت 23:26 توسط مهاجر

نوشته شده در پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 0:55 توسط مهاجر

اگر قصد رفتن به نمایشگاه کتاب رو دارید،قبلش حتما یک سر به سایت بزنید و از مزایایی که به ویژه به زوجین داده شده، مطلع شید.ضمنا شما میتونید نقشه کلی نمایشگاه و قسمت های مختلف که مورد احتیاجتان هست رو هم پیدا کنید و این جوری با سرعت بیشتری به کتب هدفتون برسید.و حرف آخر اینکه نمایشگاه کتاب امسال بیست درصد تخفیف برای همه بازدیدکنندگان داره.

راستی ثبت نام اینترتی خرید یارانه ای و بن های کتاب رو هم فراموش نکنید

نوشته شده در پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 0:40 توسط مهاجر

ملاصدرا میگوید:خداوند بی نهایت است ولامکان ولازمان میشود

اما به قدر فهم تو کوچک میشود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

و به قدر آرزوی تو گسترده میشود

و به قدر ایمان تو کارگشا میشود...

یتیمان را پدر میشود و مادر

محتاجان به برادری را برادر میشود

عقیمان را طفل می شود

ناامیدان را امیید می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را نور می شود

رزمندگان را شمشیر می شود

پیران را عصا می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را...

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلییس

بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان هایتان را از هرگفتار ناپاک

و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها ناراستی ها، نامردمی ها....

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه

بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

ودر کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند...

مگر از خدا چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟

نوشته شده در یکشنبه 11 اردیبهشت1390ساعت 18:17 توسط مهاجر

دانشجو در جمع اساتيد دانشگاه شيراز-
غرب‌زدگي را از دانشگاه‌ها برمي‌چينيم

خبرگزاري فارس: وزير علوم تأكيد كرد: غرب‌زدگي را از دانشگاه‌هاي كشور برمي‌چينيم.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، اعزامي به استان فارس كامران دانشجو وزير علوم، تحقيقات و فناوري در جمع اساتيد و اعضاي هيئت علمي دانشگاه شيراز، با اشاره به اينكه بايد در فضايي حركت كنيم كه آموزه‌هاي ديني ما آن را تعريف كرده است و از نسخه‌هايي كه غرب براي ما مي‌پيچيد به هيچ عنوان واهمه نداريم، گفت: برخي‌ها فكر مي‌كنند كه در دانشگاه‌هاي كشور ما هيچ مشكلي وجود ندارد. اما آيا انقلاب اساسي در دانشگاه‌هاي كشور ايجاد شده است؟

وي افزود: امام خميني(ره) فرموده‌اند بايد دانشگاه‌ها محيطي سالم براي تدريس علوم عالي اسلامي باشد. يعني بايد در دانشگاه‌ها بر اساس جهان بيني اسلامي حركت كنيم.

دانشجو خاطرنشان كرد: مشكل اساسي دانشگاه‌هاي كشورمان اين است كه سنگ بناي آن بر مبناي مناسبات و الگوهاي غربي بنا شده است.

وزير علوم در ادامه تصريح كرد: غرب‎زدگي از زمان قاجار در ايران آغاز شد و در دوران پهلوي به غرب‌ستايي رسيد، اكنون ما مي‌خواهيم غرب‎زدگي را بزداييم و در محتوا و ظاهر اين غرب‎زدگي را برچينيم.

وي با اشاره به اينكه زدودن غرب‎زدگي به اين معني نيست كه غرب‎ستيزي كنيم و نظريه ‌هاي آنان را مورد توجه قرار ندهيم، اظهار داشت: بايد محتوا را تغيير دهيم و شكل و قالب را نيز در دانشگاه‌ها بايد اسلامي كنيم اصلاح كنيم.

وزير علوم تاكيد كرد: آئين‌نامه مديريت دانشگاه‌ها كه اكنون اعمال مي‌شود آيا با روحي كه آميخته با آموزه‌هاي ديني باشد تناسب دارد؟

دانشجو تصريح كرد: هنگامي كه ما سخن از دانشگاه ‌هاي تك‎جنسيتي و اشاعه حجاب و عفاف در دانشگاه‌ها مي‌كنيم برخي‌ها اعتقاد دارند كه اعمال اين اقدامات در دانشگاه‌ها نوعي ناهنجاري است. در صورتي كه محتوا بايد با ظاهر دانشگاه‌ها تناسب داشته باشد.

وي در ادامه گفت: در دوره حضور بنده در وزارت علوم و حضور اساتيد در دانشگاه‌ها بايد در جهت تعليم و تربيت كوشش كنيم.

دانشجو با طرح اين سؤال كه آيا دشمن متوجه شده است كه از كجا به ايران اسلامي ضربه بزند، گفت: به درستي كه دشمن متوجه شده است كه از كجا به ايران اسلامي ضربه بزند و نمونه آن ترور شهيدان علي‎محمدي و شهرياري است.
نوشته شده در شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 23:42 توسط مهاجر

همان گونه كه در غيبت مقصريم در ظهور موثريم!!!!!!!!

 اللهم عجل لوليك الفرج

نوشته شده در شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 17:6 توسط مهاجر

می‌شود کتاب‌خوان حرفه‌ای بود و نام پرفروش‌ترین کتاب دفاع مقدس یعنی «خاک‌های نرم کوشک» را نشنید؛ کتابی که روایتگر خاطراتی از شهید عبدالحسین برونسی است. البته شهید برونسی نامی آشنا برای همه مردم ایران به ویژه خراسانی هاست؛ اوستا عبدالحسین روزگاری با هدف کسب روزی حلال و عدم همکاری با طرح موسوم به انقلاب سفید محمدرضا شاه، دیار خود را‌‌ رها کرد و به مشهد رفت. او سال‌های زیادی را در مشهد زندگی کرد و با فعالیت‌های گسترده انقلابی خود نقش بسیار موثری در افزایش آگاهی مردم این شهر با آرمان‌های انقلاب و امام (ره) داشت.
شهید برونسی پس از پیروزی انقلاب هم به عنوان نیروی داوطلب به جبهه رفت و با اینکه به عنوان یک کارگر ساده شناخته می‌شد که تحصیلات آکادمیک هم نداشت اما به دلیل صاف بودن ضمیر، به کراماتی دست یافت که همرزمانش را به غبطه واداشته بود. در کتاب خاک‌های نرم کوشک که روایتگر خاطراتی از این شهید است، به برخی عادات و خصوصیات شهید برونسی که سبب شد تا به این مقام دست پیدا کند، اشاره شده است؛ خصوصیاتی که باعث شد تا یک کارگر ساده و بی‌سواد ساختمان، علاوه بر اینکه به درجاتی مانند فرماندهی تیپ هجده جوادالائمه (سلام الله علیه) برسد، شخصا مورد لطف و مدد الهی از جانب بر‌ترین بانوی عالم قرار بگیرد. 
 
توسل ویژه شهید برونسی به حضرت زهرا (س) 
 
سعید عاکف، نویسنده کتاب خاک‌های نرم کوشک در یکی از فصل‌های این کتاب، روایتی را از شهید برونسی نقل کرده که روایتگر ضمیر پاک این شهید بزرگوار و ارتباط عاطفی او نسبت به خاندان اهل بیت (ع) است: 
 
«هنوز عملیات درست و حسابی شروع نشده بود که که کار گره خورد. گردان ما زمینگیر شد و حال و هوای بچه هاُ حال وهوای دیگری. تا حالا این طور وضعی برام سابقه نداشت. نمی‌دانم چه‌شان شده بود که حرف شنوی نداشتند. همان بچه‌هایی که می‌گفتی برو توی آتش، با جان و دل می‌رفتند! به چهره بعضی‌ها دقیق نگاه می‌کردم. جور خاصی شده بودند؛ نه می‌شد بگویی ضعف دارند؛ نه می‌شد بگویی ترسیدند. هیچ حدسی نمی‌شد بزنی. 
 
هرچه براشان صحبت کردم، فایده‌ای نداشت. اصلا انگار چسبیده بودند به زمین و نمی‌خواستند جدا شوند. هر کار کردم راضیشان کنم راه بیفتند، نشد. اگر ما توی گود نمی‌رفتیم، احتمال شکست محور‌های دیگر هم زیاد بود، آن هم با کلی شهید. پاک در مانده شدم. نا‌امیدی در تمام وجودم ریشه دوانده بود. با خودم گفتم چه کار کنم؟ سرم را بلند کردم روبه آسمان و توی دلم نالیدم که: خدایا خودت کمک کن. از بچه‌ها فاصله گرفتم؟ اسم حضرت صدیقه طاهره (س) را از ته دل صدا زدم و متوسل شدم به وجود شریفش. زمزمه کردم: خانم خودتون کمک کنین. منو راهنمایی کنین تا بتونم این بچه‌ها رو حرکت بدم. وضع ما رو خودتون بهتر می‌دونین. 
 
چند لحظه‌ای راز و نیاز کردم و آمدم پیش نیرو‌ها. یقین داشتم حضرت تنهام نمی‌گذارند. اصلا منتظر عنایت بودم توی آن تاریکی شب و توی آن بیچارگی محض، یکدفعه فکری به ذهنم الهام شد. رو کردم به بچه‌ها. محکم و قاطع گفتم: دیگه به شما احتیاجی ندارم! هیچ کدومتون رو نمی‌خوام. فقط یک آرپی جی زن از بین شما بلند شه با من بیاد . دیگه هیچی نمی‌خوام. زل زدم به‌شان. لحضه شماری می‌کردم یکی بلند شود. یکی بلند شد. یکی از بچه‌های آرپی جی زن. بلند گفت: من می‌ام. پشت بندش یکی دیگر ایستاد. تا به خودم آمدم  همه یگردان بلند شده بودند. سریع راه افتادم، بقیه هم پشت سرم. 
پیروزیمان توی آن عملیات، چشم همه را خیره کرد. اگر با‌‌ همان وضع قبل می‌خواستیم برویم، کارمان این جور گل نمی‌کرد. عنایت‌ام ابی‌ها (س) باز هم به دادمان رسید بود.»
 
تشییع جنازه نمادینی که واقعی شد
 
اما ماجرای کرامات این شهید بزرگوار به دوران دفاع مقدس ختم نشده و امروز رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس از کشف پیکر شهید برونسی در شرق دجله بعد از گذشت ۲۷ سال خبر داد. سردار سید محمد باقرزاده امروز در نشست خبری در مشهد اظهار داشت که پیکر شهید برونسی طی عملیات ویژه‌ای در شرق دجله به همراه ۱۲ شهید دیگر پیدا، و به میهن منتقل شد و در روز شهادت حضرت زهرا (س) همزمان با دهه دوم در مشهد تدفین می‌شود. از این شهید پلاک هویت، بخشی از صفحات قرآن به همراه جانماز و مهر، سربند لبیک یا خمینی (ره) و لباس بادگیر خاکی منقوش به آرم سپاه پیدا شده است. باقرزاده خاطرنشان کرد: این شهید سر در بدن ندارد اما بر آرمان‌های خود استوار است. 
 
اعلام این خبر و بیان این مطلب که همزمان با ایام فاطمیه مراسم تشییع پیکر این شهید برگزار می‌شود، از آنجایی قابل تامل است و یکی دیگر از کرامات شهید برونسی را به نمایش می‌گذارد که پیش از این هم مراسم تدفین و تشییع نمادین وی در مشهد و در هفته دوم اردیبهشت ماه هر سال برگزار می‌شد؛ مراسمی که امسال به تشییع واقعی پیکر مطهر این شهید تبدیل خواهد شد. از سوی دیگر، ارادت ویژه و خاص شهید برونسی به حضرت فاطمه زهرا (س) که میان رزمندگان جبهه زبانزد بود، سبب شده تا برگزاری مراسم تشییع وی همزمان با ایام شهادت دختر رسول‌الله برگزار شود. 
 
روایت رهبر معظم انقلاب درباره شهید برونسی
 
مقام معظم رهبری یکی از افرادی هستند که به دلیل سابقه زندگی در شهر مشهد، آشنایی خوبی با شهید برونسی داشتند و از صفای ضمیر او باخبر بودند. ایشان بار‌ها در سخنرانی‌های مختلف خود از این شهید نام برده‌اند و جوانان را به مطالعه کتابی که درباره زندگی ایشان است، توصیه کرده‌اند. 
 
ایشان چند سال پیش در دیدار خانواده شهید برونسی، ضمن اشاره مجدد به خصوصیات وی، شهید برونسی را از عجایب و استثناهای انقلاب اسلامی خواندند که باید به عنوان الگویی برای جوانان معرفی شود. رهبر معظم انقلاب در آن دیدار تاکید کردند: «خدا ان‌شاءاللَّه شهید عزیزمان را - مرحوم شهید برونسى را، یا همان‌طور که عرض کردیم اوستا عبدالحسین برونسى را - رحمت کند. این خیلى براى جامعه‌ى ما و کشور ما و تاریخ ما اهمیت دارد که یک شخص خوانده شده‌ى به عنوان «اوستا عبدالحسین» - نه دکتر عبدالحسین است، نه به معناى علمى استاد عبدالحسین است؛ بلکه اوستا عبدالحسین است، اهل بنائى و اهل کارِ دستى و اهل شاگردىِ فلان مغازه؛ یعنى اوستا عبدالحسین بنا - از لحاظ معرفت و آشنائى با حقایق به جائى می‌رسد که قبل از پیروزى انقلاب در ظریف‌ترین کارهاى انقلابىِ جوان‌هایى که در مسائل انقلابى کار می‌کردند شرکت می‌کند - البته من از نزدیک در جریان آن کار‌ها نبودم و در آن زمان یادم نمى‌آید که با این شهید ارتباطى داشته باشم؛ لاکن اطلاع دارم، می‌دانم، شنیدم و توى کتاب هم خواندم - بعد از انقلاب هم وارد میدان جنگ می‌شود... این شهید عزیز وارد می‌شود؛ نه معلومات دانشگاهى دارد، نه عنوان و تی‌تر رسمى و دانشگاهى دارد، اما آنچنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می‌کند که به مقامات عالى می‌رسد و شخصیت برجسته‌اى می‌شود؛ شخصیت جامع‌الاطرافى که مثلاً فرمانده‌ى تیپ می‌شود، بعد هم به شهادت می‌رسد. ایشان اگر چنانچه به شهادت نمی‌رسید، مقامات خیلى بالا‌تر - از لحاظ رتبه‌هاى ظاهرى - را هم طى می‌کرد. 
 
این‌ها جزو عجایب انقلاب ماست. جزو چیزهاى استثنائى انقلاب ماست که دیگر نظیر ندارد؛ نمی‌شود هیچ جاى دیگر را با این مقایسه کرد. همان‌طور که آقاى استاندار خراسان نقل کردند، من از افرادى شنیدم که ایشان در آن وقت، براى مجموعه‌هاى دانشجوئى و دانشگاهى که از مشهد می‌رفتند آنجا، صحبت می‌کرد و همه را مجذوب خودش می‌کرد. خود من هم نظیر این را باز دیده بودم. مرحوم شهید رستمى - که او هم از شهداى خراسان است؛ یک فرد روستائى و به ظاهر عامى - توى جمعى که فرماندهان درجه‌ى یک نشسته بودند و رئیس جمهور وقتِ آن روز هم نشسته بود، آمد صحبت کرد و گزارش میدان جنگ داد، جورى که همه‌ى این فرماندهان رسمى‌اى که نشسته بودند مبهوت شدند! 
 
استعداد انقلاب براى پرورش شخصیت‌هاى برجسته و افراد، تا این حد است؛ این‌ها را نباید دست کم گرفت؛ این‌ها اهمیت انقلاب و عظمت انقلاب و عمق انقلاب را نشان می‌دهد. ما‌ها به ظواهر نگاه می‌کنیم؛ این اعماق را باید دید. وقتى انسان این اعماق را مى‌بیند، آن وقت افق در مقابل چشمش اصلاً یک چیز دیگرى می‌شود و این حوادث گوناگونى که پیش مى‌آید - این مخالفت‌ها، این دشمنی‌ها، این ناخن زدن‌ها و پنجه کشیدن‌ها - دیگر به چشم انسان نمى‌آید؛ این‌ها در مقابل آن حرکت عظیمى که دارد انجام می‌گیرد، چیزهاى کوچکى است. به نظر من شهید برونسى و امثال او را باید نماد یک چنین حقیقتى به حساب آورد؛ حقیقت پرورش انسان‌هاى بزرگ با معیارهاى الهى و اسلامى، نه با معیارهاى ظاهرى و معمولى. به هر حال هر چه از این بزرگوار و از این بزرگوار‌ها تجلیل بکنید، زیاد نیست و بجاست. ان‌شاءاللَّه امیدواریم که خداوند کمک کند.»
 
کشف پیکری سردار نظرکرده‎ای که کارگری پیشه‎اش بود در آستانه هفته کارگر هم خود حسن تصادف و نشانه‎ای است بر پاکی و پاکبازی این قشر زحمت کش.
نوشته شده در دوشنبه 5 اردیبهشت1390ساعت 0:36 توسط مهاجر

سلام

عیدتون مبارک

سالی پر از شادی

                      و پر از سعادت

نوشته شده در شنبه 28 اسفند1389ساعت 0:41 توسط مهاجر

Dead fish float in the King Harbor area of Redondo Beach, south of Los Angeles, Tuesday. Officials estimate more than a million fish died.

وقتی ساردین های نقره ای برای فرار از توکسین صیدشان طعمه مرگ می شوند

لینک بیشتر بدانید! علت مرگ ومیر ماهی های کالیفرنیا

نوشته شده در پنجشنبه 19 اسفند1389ساعت 0:37 توسط مهاجر

این روزها خبرای زیادی از این ور و اون ور میرسه و ته اش امیدو تو قلب من زنده می کنه.میشه میشه آقا بیاد؟

انقلاب های لیبیو بحرین و مصر وجدیدا اعتراضات درعربستان و سرکوبی انشالله رژیم پادشاهی عربستان(آرزوی بچه گیام).اما در همه این درگیریها چیزی که توجه آدمو بیشتر جلب میکنه و قلب هر جناحیو می لرزونه این که اینا به کجا ختم میشوند و کلا سرنوشت به کجا خطم میشه؟سکولاریسم؟لیبرالیسم؟یا جمهوری اسلامی؟سوالی که همیشه توذهنمه اینکه چطور ملتی به جوش میاد بدون اینکه رهبری مذهبی داشته باشه؟و از جان و خانه اش بگذره؟امیدوارم هرچه زودتر رهبران مذهبی برادرانمان جایگاه خودشان را علنی کنند(البته اگر موجود باشند)تا این موج های به پا خواسته به هدر نرود.انشالله به رهبری امام عصر.

الهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در جمعه 13 اسفند1389ساعت 11:56 توسط مهاجر


مطالب پيشين
» دور بزن دنیا رو
» مجيد انصاري بار ديگر پروژه تخريب شوراي نگهبان را كليد زد
» پرسش و پاسخ
» فاطمه زهرا سلام الله علیه
» بیب بیب
» سایت نمایشگاه کتاب tibf.ir
» خداوند
» غرب‌زدگي را از دانشگاه‌هاي كشور برمي‌چينيم.
» يا مولا...
» بازگشت شهید برونسی؛ نظرکرده حضرت زهرا(س)
Design By : ParsSkin.com